چهارشنبه سوری سال99

ماهایی که تنها زندگی میکنیم خصوصا تو جامعه ی خانواده محور ایرانی واقعا شبهایی مثل چهارشنبه سوری و عید و شب یلدا تنهایی وجودمون رو میبلعه مثل خوره ای میمونه که از متلاشیت میکنه از هم پاشیده میشی به خودت میای میبینی سطح اضطرابت انقدر بالا رفته که چند ساعته یک جا نشستی و تکون نمیتونی بخوری قصدم ناله و اینها نیستا صرفا دارم میگم چقدر این فردگرایی داره لطمه میزنه به ما آدما خصوصا ماهایی که از همه جا طرد شدیم و دیگه هیچ کس برامون نمونده. اگه امشب با آدمایی هستید که دوستتون دارند و دوستشون دارید و احساس تنهایی نمیکنید و خوشحالید از پیششون بودن قدر این لحظات از زندگیتون رو بدونید. خانواده ما کلا از هم پاشیده پدرم از همسر دومش جدا شده و تنها توی یک خونه 200متری نشسته و دائم داره پست استوری میکنه که میدونم یعنی از تنهایی داره میمیره. مادرم نشسته خونه تنهایی و بهم زنگ زد گفت بعد از سالها دوباره امشب سیگار کشیده و برادرم حتی یه لحظه پیش مادرم نمیمونه و الان مهمونی خونه ی دوستشه منم که تنهام تو خونه ی خودم.اختلاف مکانی هرکدوممون هم کلا نیم ساعته فکر کنم. امشب داشتم فکر میکردم که شاید در سالهای گذشته اشتباه کردم وارد رابطه نشدم و همه رو پس زدم یا اینکه خیلی از دوستانم رو کنار گذاشتم و انگار نمیدونم انگار یه حصار تنهایی دور خودم کشیدم. #دلنوشته

منتشرشده به‌دست Mana

I'm mana I'm psychoanalyst and psychoanalytic psychotherapist. I studied clinical psychology at UT. And I'm studying modern psychoanalysis at cmps in New York. I'm in love with psychoanalysis and psychology and art and literature and philosophy. I write stories and poems sometimes and share them here.

One thought on “چهارشنبه سوری سال99

  1. مونا جون چرا تنهایی هر شب با یه نفر جفت شو وضع مالیت هم که خوبه خونه مجردی هم که داری.
    من اگه جای تو بودم صبح با یه نفر شب با یکی دیگه.
    پیر میشی حسرت امروزت میخوریا ؟

    لایک

برای Rooykard rooykard پاسخی بگذارید لغو پاسخ

طراحی یک سایت مانند این با استفاده از WordPress.com
شروع کنید